آخرین مطالب

8 نکته جالب وبلاگ نویسی
8 نکته جالب وبلاگ نویسی
8 نکته جالب وبلاگ نویسی

8 نکته جالب وبلاگ نویسی

 

کلیفورد چی، وبلاگ نویس موفق این سالها، در این مقاله ۸ نکته را برای ما بیان می‌کند که به قول خودش آرزو می کند ای کاش قبل از شروع وبلاگ نویسی آنها را می دانست:

 

وقتی اولین پست وبلاگم را تابستان دو سال پیش نوشتم و از نوشتن آن به خودم می‌بالیدم، باورم نمی‌شد ۲ سال بعد آرزو کنم که کاش بتوانم آن را از اینترنت پاک کنم! حالا که خوب فکر می‌کنم می‌بینم خواندن آن پست برای من، پس از این همه تجربه، دیگر مانند نگاه کردن به آلبوم قدیمی فیس بوک یا عکس های مسخره مان در دبیرستان است، در همین حد ناخوشایند!

 

شاید هم نباید آنقدرها به خودم سخت بگیرم. آخر من تازه سال اول کالجم را تمام کرده بودم و آخرین مقاله ای که در زندگی نوشته بودم مقاله یک بچه دبیرستانی درباره ادیسه هومر و ادبیات باستانی بود! در واقع آن موقع اصلا نمی دانستم دارم چه کار می کنم و یک تازه‌ کار به تمام معنا حساب می شدم.

 

اما پس از تکمیل چندین دوره کارآموزی بازاریابی محتوا و گذراندن کلاس هایی مانند اصول نویسندگی در کسب و کار، روزنامه نگاری الکترونیکی و نوشتن خلاقانه، تازه یاد گرفتم که چگونه باید برای مخاطبانم بنویسم. بعد از تمام این تجربه ها، حالا دیگر وبلاگ نویسی تقریبا ماهیت دوم من در زندگی است است.

 

اگر فقط از طریق وبلاگ نویسی شروع به کار می کنید و تلاش می کنید چیزی بسازید که واقعا به آن افتخار کنید، سعی کنید هرگز دلسرد نشوید. این نکاتی که در ادامه خواهم گفت به این معنا نیست که شما لازم است که حتما در انبوهی از کلاسهای آشنایی با نوشتن ثبت نام کنید یا به یک تیم بزرگ بازاریابی محتوا بپیوندید تا وبلاگ نویس خوبی از خودتان بسازید; اگر چه قطعا تمام این راه کارها مفید خواهند بود و صدمه ای به شما نخواهند زد. شما حتی در این مسیر می توانید مهارت های نوشتن را به صورت آنلاین یاد بگیرید. حتی خواندن همین مقاله در سایت دکمه هم می تواند یکی از منابع آموزشی برای شما باشد. فقط باید یاد بگیرید از فرصت‌ها درست استفاده کنید.

 

لیست هشت تایی زیر از مهم ترین نکاتی هستند که به نظر من برای هر نوع نوشتنی ضروری است، نکاتی که تمام آنها را از خلال کلاسها و تجربه هایم و تمام لحظات این سال های وبلاگ نویسی و اندوخته هایم در بازاریابی محتوا بیرون کشیده ام. آنها را با دقت بخوانید تا یاد بگیرید که چگونه مخاطبان خود را با محتوای روشن و واضح، مختصر و متقاعد کننده روبرو سازید، و حتی بتوانید باعث خجالت بیشتر من در مورد اولین پست وبلاگی که تا به حال نوشتم باشید!

 

۸ نکته نوشتاری که برای ساخت محتوای واضح، جامع، کامل و متقاعد کننده نیاز دارید

 

۱- کلمات را هرس کنید!

در یک پست وبلاگ، بعد از پایان نوشتن صبر کنید و اول به سراغ کلمات اضافه بروید. غیر ضروری ها را حذف کنید، نوشته خود را تر و تمیز تر کنید، کاری کنید آسان تر درک شود. مختصر نوشتن را بیاموزید و حجم مطالب را در نظر بگیرید. وقتی حرف از حجم می شود همانطور که از یک آدم چاق خوشتان نمی آید از نوشته های چاق هم نباید خوشتان بیاید! دنیا دنیای لاغریست پس هرچه لاغر تر بهتر. خوانندگان خودشان می دانند با نوشته های لاغر و مختصر و مفید شما چطور برخورد کنند و مطمئن باشید دلشان نمی خواهد پست های چاقی در وبلاگتان بخوانند.

 

در عین حال برای مفید واقع شدن پست وبلاگ تان این ۴ نکته را هم بهتر است رعایت کنید:

 

  • از فعل های طولانی اجتناب کنید. مثلا اگر کمی دقت کنید می بینید که عبارت "او درباره ماشین خود اظهار نظر کرد" به راحتی با عبارت "او درباره ماشین خود گفت" قابل جایگزینی است. افعال طولانی بار منفی ای دارند و معمولا خواننده را خسته می کنند و حتی گاهی او را به بیراهه می برند. این هنر و توانایی خود را در به کار بردن افعال طولانی بگذارید برای نوشتن رمان های استعاره ای و هنری!

 

  • عبارات مقدمه ای را یا حذف کنید یا با یک عبارت مختصر تر و مفیدتر جایگزین کنید، مثلا عبارتی مانند "در اینجا می خواهیم درباره موضوعی صحبت کنیم که باعث تغییر نظر هیئت مدیره شده است" را به "موضوعی که نظر هیئت مدیره را تغییر داد … است" می توان تغییر داد. عبارات مقدمه ای جملات را بی دلیل طولانی تر و سخت تر می کنند.

 

  • تا جایی که ممکن است به جای صفت های استعاره ای و توصیفی از اسم های مشخص یا حرفه ای استفاده کنید. حتی گاهی هم می توانید صفت ها را حذف کنید و در کمال تعجب ببینید که پست وبلاگ شما هیچ تغییری نکرده است و حتی این اختصار، آن را زیباتر کرده است!

 

  • نقل قول ها را نیازی نیست که حتما به عنوان نقل قول و در گیومه ها و پرانتزها و انواع و اقسام علامت های متفرقه استفاده کنید. مثل این نقل قول جالب از بیل گیتس: "اگر جوان بودم هوش مصنوعی می خواندم." اما فقط کافی است بگویید بیل گیتس گفته است اگر جوان بودم هوش مصنوعی می خواندم. به همین راحتی! بله، همه ما می دانیم که علامت ها، استانداردهای سفت و سخت استادان ادبیات هستند، اما چرا همینقدر ساده و روان با مخاطبتان صحبت نکنید؟ همین هم بدون هیچ علامت و نقل قول و گیومه ای منظور جناب بیل گیتس را رساند. نه؟


 

۲- یک جمله، یک هدف

بیایید فرض کنیم هدف شما از نوشتن یک پست وبلاگ می تواند به ۱۰ قسمت یا ۱۰ ریزهدف کوچک تر تبدیل شود. خب، شما برای این پست تنها ۱۰ جمله نیاز دارید! در واقع اگر برای هر ریز هدفی که از نوشتن دارید تنها یک جمله استفاده کنید هم می توانید منظور را برسانید. نیازی به تعاریف طولانی و سلسله ای برای رساندن منظور خود ندارید. می دانم همه دوست دارند جوری حرف بزنند که به جای کم حرف نشان داده شدن، باهوش به نظر برسند و جملات غنی و پیچیده استفاده کنند و کم کم به سمت سقراط و افلاطول شدن پیش بروند! اما باور کنید خود شما هم تمایلتان به خواند جملات ساده در یک وب گردی، خیلی بیشتر از جملات پیچیده و فلسفه وار است. سعی کنید همیشه به خاطر داشته باشید که همه خوانندگان وبلاگ شما فارع التحصیلان کالج ادبیات ملی نیستند!

 

۳- جملات در انزوا زندگی نمی کنند

اگر می خواهید یک جمله کاملا قانع کننده ایجاد کنید، قبل از هر چیز باید حساب جملات اطراف آن را داشته باشید. همسایه ها همیشه در تمام دوران تاریخ مهم بوده اند. البته ما در حال حاضر کاری به این دوره تاریخی عجیب نداریم که حتی اسم همسایه مان را هم نمی دانیم اما اگر بخواهیم منصف باشیم می بینیم که تعامل با همسایه ها از همه نظر به نفع ماست. همین امر هم برای یک جمله کوچک در دل یک متن بزرگ صادق است. مثلا فکر کنید در تمام جمله های همسایه یک کلمه مشابه تکرار شود. چقدر خسته کننده! یا دقیقا یک ایده مشابه را در دو جمله متوالی بخوانید! حس می کنید به شعورتان توهین شده و برای فهم یک ایده نیازی به تکرار آن در جمله بعدی نداشتید. چیزی شبیه مورد شماره ۲ همین مقاله. بهرحال توصیه می کنم حتی اگر خودتان با همسایه هایتان تعامل ندارید اما این بلا را بر سر جملات بی پناه وبلاگتان نیاورید. اطلاعات تکراری، جملات نزدیک به هم اما متناقض، ایده ها و کلمات مشابه باهم در جملات نزدیک … همه اینها حس احمق بودن در مخاطب ایجاد می کند. واقعا شما که دنبال ایجاد همچین حسی نیستید؟!

 

۴- ساختار و طول جمله را هماهنگ کنید

هماهنگی، استانداردی که کل نظام هستی را پیش می برد. هماهنگی بین جویدن و بلعیدن مثال خوبی برای هماهنگی بین خواندن کلمات و فهم آنهاست. درست مانند جملات کوتاه، متوسط و طولانی که یکدیگر را تکمیل می کنند، احکام ساده و ترکیبی نیز یکدیگر را تکمیل می کنند. همیشه نوعی از نوشتن که در آن جملات شما یک نوع ساختار ملال آور یا طول بی تناسب دارد، تکراری و خسته کننده می شود. پس سعی کنید ساختاری برای نوشتن در نظر بگیرید که با طول حرف های تان متناسب باشد.


 

 

۵- کلیشه ها را ریشه کن کنید

منصف باشید. خود شما پاراگرافی را که با یک کلیشه تکراری شروع می شود می خوانید؟ نه! من که نمی خوانم. پس وقتی من نمی خوانم خواننده های من هم نخواهند خواند. پس استفاده نکنید!‌ به همین سادگی!‌ به همین خوشمزگی!


 

۶- احساسات؟ هدایت شان کنید

نویسندگان خوب داستان های خوب، به راحتی می توانند خوانندگان خود را با نوشته شان درگیر کنند، طوری که وقتی خواننده سر از روی کتاب برمی دارد از دنیای ذهن نویسنده سیراب شده باشد و تمام داستان را از الف تا ی زندگی کرده باشد. نه اینکه تصوری ذهنی و شخصی از داستان برای خود ساخته باشد و برداشتی غیر از آنچه نویسنده نوشته است دریافت کرده باشد.

برای این کار، برای نویسنده خوب یک داستان خوب شدن چه باید کرد؟ حتی برای نویسنده خوب یک پست خوب وبلاگ شدن؟ بله!‌ احساسات را از ذهن خود خارج کنید و به سمت قلم خود -یا بهتر بگویم، دکمه های کیبورد خود- هدایت کنید. برای این کار از تمام ابزار های دم دستتان استفاده کنید، از تمام استعاره ها و تشبیه ها و تمام صنایع ادبی و غیر ادبی ای که می شناسید استفاده کنید تا مغزتان را از احساسات خالی کنید و مطمئن شوید تا قطره آخر را بر روی کاغذ یا مانیتور خود انتقال داده اید!

 

۷- رها کنید

تصور کنید جملات را نوشته اید، پست قشنگ وبلاگتان را کامل کرده اید و سعی کردید تمام موارد بالا را در آن رعایت کنید؟ حالا وقت چه کاری ست؟ اکثر اطرافیان من به این سوال جواب هایی مانند ویرایش یا مرور می دهند! اما کاملا اشتباه است. از لحظه ای که قلم را زمین می گذارید دیگر تنها یک کار باقی می مانند. رها کنید. بله، کلمات خود را رها کنید و آنها را به دنیای بزرگ اینترنت تحویل دهید. شما ویرایش های لازم را انجام داده اید و هر کاری بعد از این اضافه کاری و وسواس به حساب می آید.

 

۸- زنگ تفریح

حالا وقت استراحت و رصد کردن رفتار کاربران وبلاگتان است. تعجب نکنید، استراحت مطلق فقط برای مریض های لاعلاج وجود دارد، شما که سالم و سرحال و حی و حاضرید، زنگ تفریح تان چیزی نمی تواند باشد جز رصد رفتار و بازخوردهای خوانندگان، نه یک روز و یک ساعت، یک رصد همیشگی و مادام! تنها با این کنکاش ها در دنیای رفتار بازدید کنندگان تان است که می توانید یک بار دیگر بنویسید و بدانید چه بنویسید و چطور بنویسید. بعد از این می توانید تمام این مقاله را دور بریزید و خودتان ۸ نکته شخصی برای خود ایجاد کنید و بگذارید این ۸ نکته برای من باقی بماند:-)

 

منبع: Hubspot

 

 

دکمه
ارسال رایگان بالای 150 هزار تومان (فقط تهران-پرداخت آنلاین و کالاهای زیر 5 کیلوگرم)
ضمانت خرید مطمئن از فروشگاه‌ها
ضمانت بازگشت کالا در 7 روز
پرداخت در محل